|
ویژه نامه شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع)

سبز آمدى، سرخ رفتى، حال آنكه سپید زیستى و صداقت، تنها واژهاى است كه برازنده نام توست. تو از زلالى آینه، هر آینه فراترى. در تو كرامت باران موج می زند. با تلاوت قرآن هم آغوشى و دستهایت، مونس آسمان مدینهاند. هنوز کوچه های مدینه از خاطره گامهای آهسته تو سرشار است. هنوز سایههای آرام شب، از وزش نسیم حضور تو بیدارند. هنوز خانه های بینور و تهی از عطر مهر مادر و پدر، به لحن دلگشای تو مشتاق مانده است. کسی چه میدانست که آن شعر شبانه نان و طعام، از قلب غزل سرای نوازش توست که میتراود؟!
دریغا که تا بودی و هرم حضورت را به گمنامی اما به عشق، به خلق خدا پیشکش میکردی، از ادراک تو محروم ماندند! حالا پس از رفتن تو، یک شهر به اندازه همه آن چشیدگان جرعههای تو، تنهایی خویش را مرثیه میخواند و مویه میکند. آن دلگرمی که در یأس فروتن دلها از جانب تو میدمید و شفافیت آب را به روان خشک و خسته آنها میبخشید، حالا از دست رفته است و تو پرواز کردهای به آشیانه مرغان بهشت. وقتی زبان میگشودی، گره فرو بسته صدها هزار پرسش بیامان میگشود و دفتر پربرگ ندانستههای اندیشه انسان، سطر به سطر، از واژههای معرفت و بلوغ، هستی میگرفت و اینک بر این باوریم که 65 سال، عاشقانه زیستى و 34 سال را صادقانه امامت كردى تا پر پر دانههاى نجابتت به انگور زهر آلود منصور آغشته شد.
ای صادق آل نبی! اى انیس مدام سجاده و هم نشین شبانه قرآن! اى سعادت سپید! اى ششمین ستاره تابناك امامت و ولایت! نامت را با افتخار به دلهاى غریبمان مىسپاریم تا یادت آرام بخش سینههاى بىتابمان باشد. چرا که اکنون ماییم و میراث فاخر سخنهای تو که بسان گنجینه رشد و آسمانی شدن، ما را و همه را و همیشه را فرا میخواند ...
پیربزرگ طایفه بود و كریم بود در اعتلای نهضت جدش سهیم بود
مسندنشین كرسی تدریس علم ها شایسته ی صفات حكیم و علیم بود
نوح و خلیل جمله مریدان مكتبش استاد درس حكمت و پند كلیم بود
بر مردمان تب زده ی شهر شرجی اش عطر مبارك نفسش چون نسیم بود
زحمت كشیدو باغ تشیع شكوفه داد مسئول باغبانی باغی عظیم بود
قلبش شبیه شیشه ی تنگ بلور بود عمری به فکر نان شب هر یتیم بود
از ابتدای كودكیش تا دم وفات نزدیكی محله ی زهرا مقیم بود
منت نهادو آمدو ما پیروش شدیم امروز اگر نبود، شرایط وخیم بود
تازه سروده ام غزل مدحتش ولی یادش میان قافیه ها از قدیم بود
شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، پرچمدار مذهب تشیع و ششمین نور از انوار الهی را حضور شما بزرگواران در گروه پرشین استار، تمام مسلمین و شیعیان جهان تسلیت عرض می نمائیم
:: خلاصه ای از زندگانی آن حضرت ::
امام جعفر صادق (ع ) در پگاه هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشود. پدر ایشان امام محمد باقر (ع) بود. آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود و از آنجا كه وى در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند. دوران امام صادق (ع )، یکی از پرحادثه ترین دوره های تاریخ اسلام است. چراكه انتقال حکومت از بنی امیه به بنی عباس، با فراز و نشیب های زیادی همراه بود. از طرف دیگر آن زمان، عصر برخورد مکتب ها و ایدئولوژی ها و عصر تضارب آراء و افکار فلسفی و کلامی بود. مسلمانان نیز بیش از هر زمان دیگر، برای آشنایی و درك علوم، شور و هیجان از خود نشان می دادند. به علاوه، امواجی از افکار فلسفی و کلامی از طریق ترجمه، به جهان اسلام راه یافته بود. مسلما ً در این دوران، کوچکترین تزلزل و سستی، موجب انحراف مردم و برداشتهای غلط از دین می شد. در آن مقطع حساس، امام صادق (ع) مسئولیت دشواری در پیش داشت. از یک سو خطر گرایش مردم به الحاد و كجروی احساس می شد و از سوی دیگر، باید اصول و معارف اسلامی از گزند تحریف و كج فهمی مصون می ماند. در چنین شرایطی، امام صادق (ع) با همتی عالی به احیاء و بازسازی معارف اصیل اسلام پرداخت و مکتب علمی عظیمی بوجود آورد که محصول آن، چهار هزار شاگرد برجسته در رشته های گوناگون علمی بود.
این افراد كه هر یك در چندین رشته علمی صاحب نظر بودند، در سراسر سرزمین های اسلامی پراکنده شدند. شاگردان امام صادق (ع) مشعل نورانی علم و دانش را در گوشه و کنار جهان اسلام برافروختند و در روشنگری مردم کوشیدند. احیای جوهر اصیل تعالیم اسلام توسط امام صادق (ع) سبب شد که افقهایی نو در پیش روی امت اسلامی گشوده شود و موجی جدید از گرایش به علم و دانش در جهان اسلام، پدید آید. امام صادق (ع) مسائل علمی، فقهی و کلامی را به صورتی مدون ارائه كرد و با تربیت انسانهایی اندیشمند، ذخیره علمی ارزشمندی را برای امت اسلام به یادگار گذاشت. آنچه از مكتب بزرگ امام صادق (ع) در زمینه های اخلاق، فقه، تفسیر، کلام و علوم طبیعی به دست ما رسیده، حاصل تلاش های گسترده آن بزرگوار است. به اذعان اندیشمندان مذاهب مختلف اسلامی، مكتب علمی امام صادق، بر بنیانهای جامع و مستحكمی استوار است. "احمد زکی صالح" از علمای اهل سنت در این باره می گوید : "مذهب شیعه به پیشوایی امام صادق، اولین مذهبی بود که مسائل دینی را بر بنیانهای فکری و عقلی بنا نهاد و نشاط علمی در این مذهب، بیش از سایر فرقه ها است ." یکی از نکات برجسته در زندگی امام صادق (ع )، مناظرات علمی ایشان با صاحبان اندیشه های مختلف و حتی با ملحدین و کسانی بود که اعتقادی به خدا نداشتند. امام صادق (ع) در این مناظرات با اشراف کاملی که به علوم طبیعی و زیستی داشت، شگفتیهای آفرینش را با کلامی جذاب بیان می فرمود و با توجه به حقایق نهفته در این علوم و با استفاده از منطق و استدلال محكم، وجود خدا را اثبات می نمود.
بیانات امام صادق (ع) در اثبات وجود خداوند حکیم، خطاب به یکی از یارانش به نام مُفضّل، در کتابی به نام "توحید مفضل" گردآوری شده است. یکی از درس آموختگان محضر امام صادق (ع ) جابربن حیان است. جابر اهل خراسان بود. پدرش در طوس به دارو فروشی اشتغال داشت. وی به دست طرفداران بنی امیه به قتل رسید. جابر پس از مرگ پدر، به مدینه رفت و از گنجینه معرفت امام باقر (ع) و فرزندش امام صادق (ع )، بهره های فراوان برد. او از نوابغ جهان اسلام است که به پدر علم شیمی شهرت دارد. جابر بن حیان در رساله های خود بطور مكرر یادآوری می کند که جعفر بن محمد (امام صادق) به من چنین گفت و یا از امام صادق چنین آموختم. امام صادق (ع) در صفات نیکو و سجایای اخلاقی، سرآمد مردم روزگار بود. مورّخ اسلامی "ابن ِ خلکان" ( KHallakan Ebne ) در وصف شخصیت امام صادق می نویسد : "امام صادق (ع) یکی از سادات و بزرگان اهل بیت پیامبر است. از این جهت به وی صادق می گفتند که هرچه می گفت، راست و درست بود. فضیلت او برتر از آن است که به زبان آید."
امام صادق (ع) قلبی روشن به انوار الهی داشت و در احسان و انفاق به نیازمندان پیشتاز همگان بود. نفوذ کلام و قدرت بیان او، همه را متحیر می ساخت. با وجود آنكه كسی در عرصه علم و حکمت، توان برابری با ایشان را نداشت، اما آن امام درنهایت تواضع، دركنار سایر مردم، زندگی را سپری می كرد و با آنها نشست و برخاست می نمود. امام صادق (ع) گاهی در روزهای گرم تابستان در مزرعه خود کشاورزی می کرد و می فرمود : اگر در این حال، یعنی در راه امرار معاش (و طلب روزی حلال)، پروردگار خویش را ملاقات کنم، سعادتمند خواهم بود. امام صادق (ع ) سعی وافری در همراهی و همدلی با مردم داشت. سالی در مدینه خشکسالی غلبه یافت و گندم کمیاب شد. امام به خدمتکار خویش مُعتب فرمود : چقدر گندم در خانه داریم ؟ او گفت به اندازه چند ماه. امام فورا ً به او دستور داد تا تمامی گندم ها را بفروشد. معتب گندمها را بار شتر کرد و به بازار مدینه برد و آنها را فروخت. وقتی نزد امام صادق (ع) بازگشت، امام به او فرمود : "از این پس نان خانه مرا هر روز از بازار بخر. نان این خانه باید مثل نان مردم، نیمی از جو و نیمی از گندم باشد."
امام صادق (ع) موضعی صریح و آشکار در مخالفت با حاكمان ستمگر اموی و عباسی داشت. اما به دلیل آماده نبودن شرایط جامعه، از جمله نداشتن یاران قابل اعتماد و شایسته، از قیام علنی بر ضد خلفای ستمگر عباسی امتناع كرد. امام صادق (ع ) به اشکال مختلف، مردم را از توطئه های حاکمان عباسی آگاه می کرد و پیروان خویش را از هر گونه همکاری با والیان ستمگر برحذر می داشت، زیرا این همكاری موجب دوام و بقای پایه های ظلم می شد. منصور خلیفه عباسی، همواره از موقعیت و محبوبیت امام صادق در میان توده های مردم نگران بود. به همین دلیل، پیوسته فعالیتها و اقدامات امام را زیر نظر داشت. او مزورانه سعی می کرد با انواع دسیسه ها، چهره و شخصیت علمی و معنوی امام را تخریب کند. اما هر بار، توطئه های منصور ناكام می ماند و حقانیت امام آشکارتر می شد. منصور خلیفه عباسی می دانست که امام صادق (ع) با نشر اندیشه های ناب اسلام، مردم را در برابر فتنه ها و انحرافات حكومت هوشیار می كند. لذا وجود گرامی امام صادق (ع) را بزرگترین تهدید برای حکومت خود می دید. از این رو، قصد جان آن فرزند عزیز رسول خدا را کرد. سرانجام امام صادق علیهالسلام در سال 148 قمری در سن 65 سالگی با دسیسه منصور خلیفه عباسی به وسیله انگور زهرآلود به شهادت رسید و در قبرستان بقیع در کنار سه امام دیگر، امام حسن علیهالسلام، امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیهالسلام به خاک سپرده شد.


:: فرازی از اندرزهای آن حضرت ::
اگر خداى تعالى روزى رسان است غصه خوردنت براى چیست؟! اگر روزى تقسیم شده است، حرص و طمع براى چیست؟! اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟! اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟! اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟! اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟! اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مىشود، پس فریب براى چیست؟! اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟! اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟! و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!

منبع : http://www.persian-star.org
|